محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6719
تاريخ الطبرى ( فارسي )
نهاد و پيكر را بنزد خويش نهان داشتند و چون ايام حج رسيد آن را به مكه بردند و چنان كه گفتهاند در آنجا به گور كردند كه چنين وصيت كرده بود و پيش از آنكه كشته شود همه مملوكان خويش را آزاد كرده بود . هفت روز رفته از ماه رمضان اين سال پس از كشته شدن بدر ، سلطان املاك و مستغلات و خانه و همه مال وى را تصرف كرد . خبر كشته شدن بدر هفت روز رفته از ماه رمضان به نزد مكتفى رسيد كه حركت كرد و سوى مدينة السلام بازگشت ، سپاهيانى كه با وى بودند نيز بازگشتند . سر بدر را سوى وى بردند و پيش از آنكه از محل اردوگاه خويش حركت كند به نزد وى رسيد . دستور داد سر را پاكيزه كردند و در خزانهء وى نگاه داشتند . ابو عمر قاضى ( 93 به روز دوشنبه گرفته و غمگين به خانهء خويش بازگشت ، به سبب آنچه در اين باب كرده بود . مردم دربارهء ابو عمر سخن كردند و گفتند كه سبب كشته شدن بدر او بوده است و دربارهء او شعرها گفتند كه از جمله شعرى است به اين مضمون : « به قاضى شهر منصور بگوى « به چه سبب برگرفتن سر امير را « روا داشتى ؟ « از آن پس كه پيمان و قرار مكتوب به دو دادى « و براى وى قسمها ياد كردى « كه خدا مىداند دروغ بود « گفتى كه دستهاى تو دستهاى وى را « رها نميكند تا بوقتى كه صاحب تخت را ببينى « اى كم آزرم ، اى دروغگوتر از همه امت ، « اى ادا كنندهء شهادت نادرست !